چکار کنیم که در نماز حواسمان پرت نشود؟

 

 


 

معنی جلوگیری از دلبستگی به امور دنیا این نیست که انسان هیچ بهره ای از دنیا نداشته باشد بلکه منظور این است که استفاده داشته باشد، ولی دل به آن نبندد و برایش قید و بند نشود؛ زیرا در صورتی که بند شد، مانع پرواز اوست. دنیا مرزعه آخرت است ، اگر دلبستگی غیر خدایی در آن نباشد. زندگی معصومین(علیهم السلام) ما بهترین الگو و نمونه در این زمینه است. با مردم و در میان مردم بودند و هنگام نماز، عاشقانه با خدا خلوت می‌کردند.

 


 

 

نماز خواندن

 

نماز، همچون نور است، و نور، راهنمایی است که به انسان کمک می‌کند تا در تاریکی گمشده خود را پیدا کند.

هر کدام از ما گمشده ای داریم که در این عالم خاکی به دنبال آن می‌گردیم. هر کس مشغول خواندن نماز می‌شود با نور نماز به دنبال این گمشده است. اگر گمشده ما در این عالم مقام، ثروت، قدرت و... و از این قبیل مسایل باشد، ذهن و فکر و قوه مخیله ما در نماز سریعآ به سراغ همین امور می‌رود. اما اگر گمشده ما بهشت و یا فراتر و با ارزش‌تر از آن، مقصد کسب رضای خدا و رسیدن به مقام قرب الهی باشد، با بهره گیری از نور نماز، نه تنها قوه خیال و فکر و اندیشه ما از امور پست و بی ارزش دنیوی فاصله می‌گیرد، بلکه با تمام وجود متوجه کوچکی و حقارت خویش و عظمت خالق آفرینش می‌شود و در این صورت نور نماز وسیله معراج می‌شود، و نماز او یکی از مصادیق: "الصلوه معراج المؤمن" می‌شود.

گفته‌اند که وقتی می‌خواهی خدا با تو سخن بگوید قرآن بخوان و وقتی می‌خواهی تو با خدا سخن بگویی نماز بخوان. نظر قرآن، کلام خدا، راجع به نماز چیست؟

 

خدا دوست دارد بنده‌اش چگونه با او سخن بگوید؟ ابتدا ببینیم حضور قلب در نماز چیست؟ به زبان ساده می‌گویم: وقتی می‌خواهیم با کسی صحبت کنیم یا به سخن کسی گوش دهیم، اگر حواسمان جمع نباشد چه اتفاقی می‌افتد؟ طرف دوم ناراحت می‌شود و می‌گوید مثل این که برای من و رابطه با من ارزشی قائل نیستی. با دوست، پدر، مادر، استاد و هر که می‌خواهی صحبت کنی اگر توجه نداشته باشی ، چنین نتیجه ای می‌گیرد. حال هنگامی که با معبود و پروردگار و خالق و رازق خود سخن می‌گویی اگر توجه نداشته باشی، چه انتظار داری؟

عزیزی می‌گفت: نماز آیینه اعمال روزانه من و توست. می‌خواهی ببینی در طول روز چقدر یاد خدا بوده ای و جهت و رنگ کارهایت خدایی بوده، به نمازت نگاه کن هر چقدر حضور قلب داشتی همان قدر اعمال روزانه‌ات خدایی بوده و متقابل آن هرچقدر که می‌خواهی کارهایت خالص شود، به فکر اصلاح نمازت باش

 

مشکل بسیاری از ما این است که وقتی نماز را شروع می‌کنیم به عوض این که از امور دنیوی فارغ باشیم باز هم فکر کارهای روزمره می‌افتیم و در حالی که خیلی‌ها یمان دوست داریم این گونه نباشد و با حواس پرتی، بی ادبی نکنیم، باز هم نمی‌توانیم. می‌دانید علت چیست؟

 

1) اول: علاقه و دوستی دنیا که عبارت است از دوستی غیر خدا. همین دوستی دنیاست که در وقت نماز ما را به تک تک چیزهایی که به آن‌ها دلبستگی داریم متوجه می‌کند و از توجه به معبود باز می‌دارد.

نمازی که ما می‌خوانیم با نمازی که منظور قرآن است تفاوت دارد و آن تفاوت عبارت است از حضور قلب در نماز. همان دوستی دنیا که باعث می‌شود حضور قلب در نماز نداشته باشیم، باعث انواع گناهان می‌شود. به همین علت در نماز توجه به امور دنیا و کارهای روزمره داریم.

در اینجا توضیح یک مطلب را لازم می‌دانم که معنی جلوگیری از دلبستگی به امور دنیا این نیست که انسان هیچ بهره ای از دنیا نداشته باشد بلکه منظور این است که استفاده داشته باشد، ولی دل به آن نبندد و برایش قید و بند نشود؛ زیرا در صورتی که بند شد، مانع پرواز اوست. دنیا مرزعه آخرت است، اگر دلبستگی غیر خدایی در آن نباشد. زندگی معصومین(علیهم السلام) ما بهترین الگو و نمونه در این زمینه است. با مردم و در میان مردم بودند و هنگام نماز، عاشقانه با خدا خلوت می‌کردند.

دنیادوستی

 

2) علت دوم که انسان را از داشتن حضور قلب در نماز باز می‌دارد عبارت است از پرواز خیال که مرتبط با حب دنیاست. خوب است گوشه ای از کتاب بی نظیر «سر الصلاة» امام خمینی(ره) این عارف عاشق حقیقی خدا را باهم بخوانیم: «خیال قوه ای است بسیار غدار که پی در پی از شاخه ای به شاخه ای آویزد و از کنگره ای به کنگره ای پرواز کند و این مربوط به حب دنیا و توجه به امور دنیوی و مال و منال دنیوی نیست بلکه فرار بودن خیال خود، مصیبتی است که تارک دنیا نیز به آن مبتلا است .

وقتی که هنگام نماز احتیاج به ارتباط با حق تعالی داشته باشیم، مگر ممکن است که حضور قلب نداشته باشیم و عمده کار این است که احساس نیاز در ما پیدا شود.

        

ترا ا ز کنگره عرش می‌زنند صفیر                        ندانمت که در این دامگه چه افتاد ست

عزیزی می‌گفت: نماز آیینه اعمال روزانه من و توست. می‌خواهی ببینی در طول روز چقدر یاد خدا بوده ای و جهت و رنگ کارهایت خدایی بوده، به نمازت نگاه کن هر چقدر حضور قلب داشتی همان قدر اعمال روزانه‌ات خدایی بوده و متقابل آن هرچقدر که می‌خواهی کارهایت خالص شود، به فکر اصلاح نمازت باش.

خدا از مهم‌ترین صفات مؤمن را خشوع در نماز می‌داند. چگونه محب خدا و مدعی ایمان به اومی تواند سراسر نمازش به فکر همه موضوعات و تخیلات باشدو لحظه ای به خدا متوجه نباشد؟

 

کسالت در نماز نیز از صفات دورویان و دوچهرگان معرفی شده است، یعنی فرد، ظاهراً با خدا حرف می‌زند و در دلش اثری از خدا نیست.

 

(منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند در حالی که او آن‌ها را فریب می‌دهد؛ و هنگامی که به نماز بر می‌خیزند با کسالت بر می‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.)

 

یکی از عوامل حواس پرتی در نماز توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب می‌شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معانی نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آن‌ها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیکن شرط صوری است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد

 

 

چرا موقع عبادت احساس خستگی و چرت به ما دست می‌دهد؟ چرا با دوستان و رفقای خود ساعت‌ها به حرف و بحث می‌نشینیم و حرف زدن با خدا این قدر کسالت آور شده است؟

 

چرا حال مناجات و نماز ما یک دهم گفت وگو با همسر و دوست ما نیست؟ چرا؟

 

 

 

چکار کنیم که در نماز حواسمان پرت نشود؟

 

خداوند در آیه 2 سوره مؤمنون می‌فرماید: [مؤمنان [کسانی ] هستند] که در نمازشان خاشعند . بنابراین خشوع در نماز علامت ایمان است نه نماز خواندن . برای تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز امور ذیل توصیه شده است:

 

- اندیشه در اهمیت و آثار نماز

 

اگر گوهر گران بهایی و یا یک انگشتر، به ارزش صد هزار تومان، گم کنیم تا مدتی آشفته خاطر می‌گردیم و شب‌ها خوابمان نمی‌برد ، این در حالی است که دو رکعت نمازی را که به همه دنیا و لذت‌های آن می‌ارزد، از دست می‌دهیم و ناراحت نمی‌شویم!

 

همان طور که گفته شد قرآن کریم کسالت در نماز و بی میلی به این فریضه الهی را از اوصاف منافقین برشمرده است . (نساء/142)

 

امام سجاد

 

 

- امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: وقتی نماز می‌خوانی فرض کن (در آستانه مرگ هستی) و آخرین نمازت را می‌خوانی. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقی مانده است، حواسش را جمع می‌کند و سعی می‌کند نمازش را بهتر و شایسته تر بجا آورد و از کاستی‌هایش توبه می‌کند. حال که ما نمی‌دانیم عمرمان تا کی باقی است، فرض کنیم این آخرین نمازی است که بجا می‌آوریم . چنین تصوری باعث می‌گردد در برابر شیطان مقاومت کنیم و او را از خود برانیم، از لحظات و دقایقی که در نماز سپری می‌کنیم ، بهره شایان ببریم.

 

 

 

وسواس در قرائات

 

یکی از عوامل حواس پرتی در نماز توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب می‌شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معانی نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آن‌ها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیکن شرط صوری است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد.

 

دوستان! به خاطر تشکر از خدا هم شده تا 5 دقیقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد، به خاطر تشکر از انبوه نعمت‌های آشکار و پنهانی که به ما داده، دل و زبانمان یکی شود و چه نعمتی بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز!

 

 

باید بدانیم که رعایت قراءت، از احکام ظاهریه نماز و عبادت می‌باشند و باید در حدّ اعتدال و تکلیف به آن‌ها توجّه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب ازدیگران از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می‌کند که هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز کامل‌تر خواهد شد، باید توجه کنیم که فرق نماز امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ با نماز ما در حضور قلب به خدا می‌باشد نه به مدّ «و لا الضالّین» و قراءت کامل‌تر آن حضرت.

 

 

 

ارتکاب گناه

 

یکی دیگر از عوامل حواسپرتی در نماز ارتکاب گناه است چون همان طور که نماز، عامل بازدارنده از گناه است، فحشا و منکرات نیز مانع حضور قلب در نماز است. نماز و گناه رابطه متقابل و متضاد دارند. کسی که اهل فحشا و منکر است، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد، چرا که گناه اثر منفی خود را در نماز می‌گذارد و از طرفی نماز به میزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصیت و بزهکاری می‌باشد و این که خداوند در قرآن کریم فرموده است:

 

«اِنّ الصّلوة تَنهی عنِ الفحشاء و المنکَرِ؛ نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد» مسلماً نماز با حضور قلب را اراده کرده است، چرا که حضور قلب یعنی حاضر شدن قلب در محضر خدا که مبدأ پاکی‌هاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گناهکار نزد معاصی است نه خدا؛ ممکن نیست دل آدمی هم در معاصی غرق باشد و هم در معنویّات.

 

دوستان! به خاطر تشکر از خدا هم شده تا 5 دقیقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد، به خاطر تشکر از انبوه نعمت‌های آشکار و پنهانی که به ما داده، دل و زبانمان یکی شود و چه نعمتی بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز!

 

فرآوری: زهرا اج


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 9 اسفند 1396  ] [ 09:31 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]

آداب تشهد درنماز....

■ تشهد و پیام هایش تشهد و پیام هایش
تشهد، در حقيقت ثنا گفتن است بر پروردگار متعال است. پس در باطن و حقيقت، بندۀ او باش و در مقام عمل او را خضوع كن، همان­گونه که به زبان ادعای بندگی او می­کنی. متصل كن صدق زبان خود را به صفا و صدق باطن خود؛ زيرا تو بندۀ او هستى و تو را امر كرده است كه در مقابل او از قلب و زبان و ساير اعضا و جوارح خود عبادت و بندگى كرده، عبوديت و بندگى خود را در مقابل ربوبيت او تثبيت كنى.[1]
 
تأويل تشهد، تجديد ايمان، برگشت به اسلام و اقرار به برانگيخته شدن پس از مرگ است.[2] وقتي نمازگزار براي تشهد مي‌نشيند، گويا از خوابگاه گور به­پا خواسته، در دنيا، به تعليم خداوند، از آنچه پس از مرگ و بر انگيخته شدن از گور مشاهده كرده، سخن مي‌گويد. او حاکمیت، مالکیت و وحدانیت خدای متعال را با تمام وجود درک و اقرار به آن می‌کند، چون با مرگ حجاب‌ها کنار می‌رود. چنانچه نمازگزاری هم به معراج رفته این امور را به نظاره نشسته و در تشهد تحقیقا به آن اقرار می‌کند سپس مشاهده می‌کند که صحنة قیامت توسط خلیفة الهی اداره و تدبیر می گردد و زبان به شهادت به خلافت او باز کرده، درود بر او و همه حجج الهی از خاندان مطهرش می فرستد.[3] آنگاه در تشهّد اول، بعد از صلوات بگويد: "وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَه‏" و شهادت او [و آنها] را در آن رستاخیز عظیم می طلبد.
 
آداب
 
از آداب دیگر تشهد اینکه پيش از تشهد بگويد: "الْحَمْدُ لِلَّه‏" يا بگويد: "بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُلِلَّه وَ خَيْرُالْأَسْمَاءِ لِلَّه‏".
 
همچنین دست‌ها را بر ران­ها بگذارد و انگشت­ها را به يكديگر بچسباند.
 
و نگاهش نیز به طرف زانوهايش باشد.
 
پیام‌ها
 
ـ اگر از ما شهادت خواستند شهادت به دروغ ندهیم.
 
ـ آن‌چنان‌که شهادت به بندگی پیامبر می‌دهیم ما نیز بنده خدا باشیم تا از عباد صالح قرار بگیریم.
 
 
[1]. مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوى، ص94.
 
[2].مجلسی، بحار الأنوار، ج‏81، ص254.
 
[3] . "و ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم و فصل الخطاب عندکم ..." (زیارت جامعه کبیره).

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 2 اسفند 1396  ] [ 12:19 ق.ظ ] [ وحید مرادی ]

درمکتب امام(ره )

یاحیدر:
🔴 ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم!
 
#امام_خمینی (ره) :
 
" من امروز بعد از ١٠ سال از پیروزی انقلاب اسلامی، همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعضی تصمیمات اول انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهم کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به انقلاب ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از میان نمی‌رود.
گرچه در آن موقع هم من شخصا مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تایید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از #انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند.
امروز هیچ تاسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا از اول هم نبوده‌اند. #انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و #لیبرال‌ها می‌خوریم.
آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، چرا مرگ بر #آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضد انقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر! 
تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد. " ۶٧/١٢/٠٣

ادامه مطلب


[ چهارشنبه 25 بهمن 1396  ] [ 01:11 ق.ظ ] [ وحید مرادی ]

درمحضرلاهویان....

 
#کرامت
 
 
از مرحوم آیت‌الله #بهجت منقول است که معتقد بودند «ايشان كرامات ظاهره بسيارى داشته است!»:
 
ایشان نقل میکنند:
زمانى ايشان از طرف مرحوم #صاحب_جواهر متصدى تعمير و احياى گنبد #عسكريين (عليه‌السلام)، در سامرا مى‌شوند و در اين رابطه مجاز بوده‌اند كه از ثلث سهم امام يكى از خيّرين كه چيزهاى مهمى را براى خيرات و مبرّات وصيت كرده بود، استفاده نمايند.
روزى مرحوم شيخ عبدالحسين وسط مسجد متوكّل رفته، مى‌گويند:
اينجا را حفر كنيد. بعد از حفارى مى‌بينند سنگهاى مرمر عجيب و غريبى آنجا دفن شده است، آنها را در آورده و از همگى آنها در سامرا در قبه عسكريين (عليه‌السلام) استفاده كرده و تمام حرم را با آن سنگ‌ها فرش مى‌كنند!
 
#کنگره_ملی_شیخ_تهرانی 
 
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAERx8LZEprCcMDd4Qw

ادامه مطلب


[ پنج شنبه 19 بهمن 1396  ] [ 12:54 ق.ظ ] [ وحید مرادی ]

احکام نماز

 

نماز ، انواع نماز

نماز ستون دین و مایه صفای دل و تقرب به خداوند است که برای ادای این فریضه الهی باید با احکام نماز آشنا بود.

بازدید : 3,527 نفر

احکام نماز را بشناسید

نماز رابطه انسان با خداست و مایه صفای روح و پاکی دل و پیدایش روح تقوا و تربیت انسان و پرهیز از گناهان است.پس به این ترتیب اهمیت نماز بسیار بالا است. نماز مهمترین عبادات است که طبق روایات اگر قبول درگاه خدا شود عبادات دیگر نیز قبول خواهد شد و اگرقبول نگردد اعمال دیگر نیز قبول نخواهد شد. و نیز بر طبق روایات، کسی که نمازهای پنجگانه را انجام می دهد از گناهان پاک می شود همان گونه که اگرشبانه روز پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند اثری از آلودگی در بدنش باقی نمی ماند. به همین دلیل، در آیات قرآن مجید و روایات اسلامی و وصایاو سفارشهای پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه اطهار (علیهم السلام)از مهمترین کارهایی که روی آن بسیار تأکید شده همین نماز است و لذا ترک نماز از بزرگترین گناهان کبیره محسوب می شود.نماز

نمازاحکام شرعی

انواع نماز و آداب نماز

نماز ستون دین است

سزاوار است انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و به آن اهمّیّت بسیار دهد و از تند خواندن نماز که ممکن است مایه خرابی نماز گردد جدّاً بپرهیزد.

در حدیث آمده است روزی پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) مردی را در مسجد مشغول نماز دید که رکوع و سجود را بطور کامل انجام نمی دهد، فرمود:اگر این مرد از دنیا برود در حالی که نمازش این گونه باشد به دین من از دنیا نخواهد رفت.

روح نماز «حضور قلب» است و سزاوار است از آنچه مایه پراکندگی حواس می شود بپرهیزد، معانی کلمات نماز را بفهمد و در حال نماز به آن توجّه داشته باشد و با حال خضوع و خشوع نماز را انجام دهد، بداند با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند بسیار کوچک ببیند.

در حالات معصومین(علیهم السلام) آمده است به هنگام نماز آنچنان غرق یاد خدا می شدند که از خود بی خبر می گشتند، تا آنجا که پیکان تیری در پای امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)مانده بود، در حال نماز بیرون آوردند و آن حضرت متوجّه نشد.

احکام نماز

نماز مایه صفای روح و جان انسان است

برای قبولی نماز و کمال و فضیلت آن علاوه بر شرایط واجب باید امور زیر را نیز رعایت کند:

قبل از نماز از خطاهای خود توبه و استغفار نماید و از گناهانی که مانع قبول نماز است مانند «حسد» و «تکبّر» و «غیبت» و «خوردن مال حرام» و «آشامیدن مسکرات» و «ندادن خمس و زکات» بلکه هر معصیتی بپرهیزد.

همچنین سزاوار است کارهائی که ارزش نماز و حضور قلب را کم می کند انجام ندهد، مثلاً در حال خواب آلودگی و خودداری از بول و در میان سر و صداها و در برابر منظره هایی که جلب توجّه می کند به نماز نایستد و کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند انجام دهد، مثلاً لباس پاکیزه بپوشد، موهای خود را شانه زند و مسواک کند و خود را خوشبو نماید و انگشتر عقیق به دست کند.

نمازهای واجب :

نمازهای واجب شش نماز است:1ـ نمازهای یومیّه، 2ـ نماز طواف واجب خانه خدا، 3ـ نماز آیات، 4ـ نماز میّت، 5ـ نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتربه شرحی که می آید واجب است، 6ـ نماز نافله ای که به واسطه نذر و عهد و قسم واجب شده است.

احکام اوقات نماز:

هنگامی انسان می تواند مشغول نماز شود که یقین به داخل شدن وقت پیدا کند، یا لااقل یک مرد عادل خبر از ورود وقت دهد، اذان شخص وقت شناس و مورد اطمینان نیز کافی است و اگر گمان قوی به دخول وقت از راههای دیگر پیدا کند نیز کفایت می کند، خواه از روی ساعت صحیح باشد یا غیرآن.

نمازهای نافله (مستحب):

نمازهای مستحبّی بسیار است و آنها را «نافله» گویند و از میان نمازهای نافله، نافله های شبانه روزی بیشتر سفارش شده است.

نافله های شبانه روزی عبارتند از:نافله ظهر هشت رکعت و نافله عصر نیز هشت رکعت است، نافله مغرب چهار رکعت و نافله عشا دو رکعت است که نشسته خوانده می شود، نافله شب یازده رکعت و نافله صبح دو رکعت است و چون دو رکعت نافله عشا یک رکعت حساب می شود، مجموع این نافله ها سی و چهار رکعت خواهد بود، ولی در روز جمعه سی و هشت رکعت است زیرا چهار رکعت به نافله ظهر و عصر اضافه می شود (همه نافله ها دو رکعت دو رکعت خوانده می شود).

از یازده رکعت نافله شب هشت رکعت را به نیّت «نافله شب» و دو رکعت آن به نیّت «نافله شفع» و یک رکعت به نیّت «نافله وتر» به جا می آورد.

 نافله شب از مهمترین نمازهای نافله است که در روایات اسلامیو قرآن مجید روی آن تاکید شده و تأثیر عمیقی در صفای روح و پاکی قلب و تربیت نفوس انسانی وحلّ مشکلات دارد و در کتب معروف دعا، آدابی برای آن ذکر کرده اند، مخصوصاً برای قنوت نافله وتر، رعایت این آداب خوب است ولی می توان نماز شب را بدون این آداب مانند نمازهای معمولی نیز انجام داد و کسی که به علّتی نتواند آخر شب بیدار شود و نماز شب را بخواند می تواند قبل از خواب آنها را به جا آورد.

مقدمات نماز 

احکام قبله :

 تمام نمازهای واجب باید رو به قبله خوانده شود

 «خانه کعبه» که در مکه معظّمه است قبله تمام مسلمین دنیاست و هرکس در هرجا باشد باید روبروی آن نماز بخواند، امّا کسی که دور است اگر طوری بایستد که بگویند رو بقبله نماز می خواند کافی است، بنابراین صفهای طولانی نماز جماعت که طول آنها از طول خانه خدا بیشتر است همه می تواند رو به قبله باشد.

اذان و اقامه :

مستحبّ است پیش از نمازهای یومیّه اذان و اقامه بگویند وبهتر است حتّی الامکان ترک نشود، مخصوصاً «اقامه»، ولی برای نماز عید «فطر» و «قربان» و نمازهای واجب دیگر، اذان و اقامه نیست، بلکه سه مرتبه به امید مطلوبیّت پروردگار بگویند «الصّلاة» و نیز مستحبّ است به عنوان تبرّک و امید ثواب در روز اوّل که بچّه به دنیا می آید، یا پیش از آن که بند نافش بیفتد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگویند.

واجبات نماز :

واجبات نماز یازده چیز است:1ـ نیّت، 2ـ تکبیرة الاحرام، یعنی «اللّهُ اکبرُ» در اوّل نماز، 3ـ قیام، 4ـ قرائت، 5ـ رکوع، 6ـ سجود، 7ـ ذکر رکوع و سجود، 8ـ تشهّد، 9ـ سلام، 10ـ ترتیب، 11ـ موالات (پی در پی به جا آوردن اجزاء نماز).

واجبات نماز بر دوگونه است:بعضی رکن است و بعضی غیر رکن، رکن چیزی است که اگر آن را به جا نیاورد یا اضافه کند نماز باطل است، خواه عمداً باشد یا از روی سهو و اشتباه، ولی در واجبات غیر رکنی هنگامی نماز باطل می شود که آن را عمداً کم و زیاد کند و اگر از روی سهو و اشتباه کم و زیاد کند نماز صحیح است.

مبطلات نماز :

 دوازده چیز نماز را باطل می کند که آنها را «مبطلات نماز» می گویند.

اول :از بین رفتن یکی از شروط نماز

دوم:باطل شدن وضو

سوم:دست بسته نماز خواندن

چهارم:آمین گفتن

پنجم:پشت به قبله نماز خواندن

ششم:حرف زدن

هفتم: خنده

هشتم:گریه کردن

نهم:بهم خوردن صورت نماز

دهم:خوردن و آشامیدن

یازدهم: شک

دوازدهم:کم یا زیاد کردن ارکان 

Aبیمه سامان با بزرگترین بیمه اتکایی جهان قرارداد بست!!Aراهکاری که حتی از بوتاکس نیز سریعتر تاثیرات خود را نشان می دهد


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 11 بهمن 1396  ] [ 03:00 ق.ظ ] [ وحید مرادی ]

آثار معنوی واخلاقی نماز

 

 

 

آثار معنوی واخلاقی نماز
آثار معنوی واخلاقی نماز


 

نویسنده: خدابخش قیصری
منبع : اختصاصی راسخون



 
چکیده
این پژوهش به بحث وبررسی پیرامون آثار معنوی واخلاقی نماز بر فرد می پردازد.آغاز پرواز و عروج انسان از مرحله حیوانیت به بالاترین جایگاه انسانی در أعلی علیین قرب الهی، آنجا که بین خالق و مخلوق جز پرده نازک قاب قوسین هیچ فاصله‌ای نیست، از سکوی عبادت خالصانه و آگاهانه حق شروع می‌شود و در رأس همه آنها، نماز بال و پر خود را برای شیفتگان وصل الهی می‌گشاید و هر که به نماز آنگونه که حقیقت آن است متمسک شود، و حقیقت نماز همانا اقامه نماز در سایه ولایت اهل بیت علیهم السلام، می‌باشد، هیچگاه از سایه ولایت الهی بیرون نمی‌رود و در سایه شیاطین و ارتکاب فحشا و منکر قرار گیرد لذا می‌توان گفت نماز خط مقدم جبهه جهاد اکبر می‌باشد.این تحقیق ، به‌ آثار معنوی آن همچون تعظیم خدا و تحقیر غیر خدا ، خدایی شدن نماز گزار ، هدایت و درمان بیماریهای اخلاقی چون کبر و خودبینی اشاره کرده است.روش کار به صورت کتابخانه ای بوده که بر این مبنا از اسناد ومدارک دینی بهره برده وبه نقل وتوصیف موارد مذکور پرداخته ایم و سعی نموده ایم درحد توان ازمنابع دست اول روایی بهره گیری نماییم و در پایان می توان گفت ، نماز به عنوان ، یگانه سکوی اوج گیری بربلندای معنویت واخلاق فاضله می باش
کلید واژه :
نماز ،آثار نماز ، آثار معنوی واخلاقی
فصل اول :آثار معنوی واخلاقی نماز

انسان اسیر محبت و بنده احسان دیگران است، نعمت و نیکی، از هر که باشد، انسان را به مقام سپاس و تشکر می‌کشد و توجه به نعمت‌های بی‌حساب و فراوانی که از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه کرده، قویترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می‌کند.نعمت‌های فراوانی که حتّی پیش از تولّد انسان شروع می‌شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم از آنها بهره‌مند خواهیم شد به طوری که در قرآن مجید به این نکته اشاره شده که:«فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا البَیْتِ الذّی أطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ و آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ»،«باید خدای کعبه را عبادت کنند، خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد و سیر کرد و از ترس ایمن ساخت(1)»اگر اندکی چشم بصیرت گشوده و این نعمتها و لطف و فضل خدا را درباره خودمان ببینیم خواهی نخواهی سپاس او را خواهیم گفت.گفته شده است که نماز، نوعی سپاسگزاری از این نعمتها به شمار می‌رود و این سپاس برای خدا سودی ندارد، بلکه برای خودمان مفید و اثربخش بوده و نشانه معرفت ماست(2)آنچه در این پژوهش زثار فردی نماز ذکر می‌شود ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که نماز خود نعمتی از جانب خدا بر بندگان است که زبان از شکر این نعمت قاصر و عقل از آوردن نمونه‌ای مانند آن عاجز می‌ماند.اینک به بررسی آثار معنوی و محتوایی نماز می‌پردازیم.

1 – نماز عامل تأثیرگذار بر اخلاق
 

بی تردید برخی از پدیده‌ها تأثیری عمیق در رفتار و شخصیت انسان باقی گذاشته و آینده زندگی انسان را به کلی دگرگون می‌نماید، هر انسانی به خوبی به خاطر دارد که از چه زمانی و چگونه، سنت و شیوه‌ای را ترک گفته و روش دیگری را پس از مواجهه با خاطره‌ای برگزیده است.به فرموده قرآن مجید(3) یکی از اعمالی که اخلاق و شخصیت انسان را تحت تأثیر و نفوذ قرار می‌دهد نماز و مداومت بر این عمل عبادی است(4)نماز وسیله پرورش فضایل اخلاقی و تکامل معنوی انسان است، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می‌برد و به ملکوت آسمانها دعوت می‌کند و با فرشتگان هم صدا و همراز می‌سازد و او خود را بدون نیاز به هیچ واسطه‌ای در برابر خدا می‌بیند و با معبود به گفتگو برمی‌خیزد.تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روی صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او، مخصوصاً با کمک گرفتن از سوره‌های مختلف قرآن، بعد از حمد، که بهترین دعوت کننده به سوی نیکیها و پاکی‌هاست، اثر قابل ملاحظه‌ای در پرورش فضایل اخلاقی در وجود انسان دارد(5).

ادامه مطلب


[ جمعه 29 دی 1396  ] [ 09:18 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]

راهکارهای هشت گانه توجه در نماز

 

آیت الله وحید در پاسخ به سوالی در خصوص توجه در نماز، رعایت امور هشتگانه را توصیه کردند. متن سوال و پاسخ معظم‌له که در پایگاه اطلاع‌رسانی این مرجع تقلید قرار دارد به این شرح است.

سؤال چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّه‌مان به خدای تعالی باشد؟

پاسخ: بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:

*اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا(علیه‌السلام) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ی دل است (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب1 حدیث 9)

*دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید.

*سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن‌ ابی‌یعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)

*چهارم: وقتی روبه قبله می‌نماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 24 دی 1396  ] [ 09:21 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]

برطرف شدن هر غم و اندوهی با ذکر یونسیّه

 

قرآن می فرماید که اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، قبل از اینکه از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف می ‌کنیم و آنها هم که اهل راه هستند این ذکر یونسی را مجرَّب می‌ دانند. 

 

رفع گرفتاری

خیلی از اوقات شده است که با عزیزی مواجهه می شویم که غصه دار است، مشکل دارد، گره به کارش افتاده است و ما از این اتفاق برایش خیلی ناراحت می شویم و در صدد حل مشکلش بر می آییم ... خیلی هم تلاش می کنیم اما گویی حل مشکل به دستان ما نیست و نیروی قوی تری را برای این امر می خواهد، چرا که گره و غم و اندوه شدید تر از آن است که امثال من بتوانند آن را باز کنند. در ای شرایط توصیه های معنوی برای این عزیزان می تواند سنگ صبور خوب و قرص آرام بخش قوی باشد.

در ادامه به بیان یک راهکار و ذکری که می تواند دوای بسیاری از دردها،غم ها و گرفتاری ها باشد می پردازیم.

وقتی هم که خدای سبحان ذکر یونس(علیه السلام) را نقل می‌کند، می‌بیینم در حدّ یک تسبیح است، دیگر درخواستی در ذکر او نیست، عرض نکرد «خدایا مرا نجات بده!»، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، این ذکر او را از خطر نجات داد.

آیه 152 سوره بقره در بیان ذکر می فرماید: (فَاذْکُرُونِى أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِى وَلاَ تَکْفُرُونِ﴾. در حقیقت این آیه ارزشمند قرآن کریم در مقام بیان شاهدی از قرآن کریم است که اگر کسی به یاد خدا بود، خدا هم به یاد او است.

چگونه خداوند به یاد کسی می باشد؟

یاد خدا در دل بالاترین مصداق ذکر است: نام خدا بر لب و یاد خدا در دل از مصادیق ذکرند، منتها شهود قلبی از کامل‌ترین مصادیق ذکر به شمار می‌رود؛ همان مشاهده حضور خداوند یاد خداوند است. پاداش آن یاد خدا این است که سوء و فحشا از او زدوده شد. یاد خدا باعث می‌شود که خدا به یاد انسان خواهد بود. خدا اگر به یاد انسان شد، معصیت به سراغ انسان نخواهد آمد، لذا خدای سبحان فرمود: ما سوء و فحشا و گناه را از او باز داشتیم و نگذاشتیم به سراغ او برود، معصیت که دشمن انسان است به سراغ کسی که متذکر خدا و حق باشد نمی ‌رود.

یاد خدا انسان را از خطرات نجات می دهد

نجات از خطرات و بلایا از آثار یاد خدا می باشد. در سوره مبارکه صافات اثر دیگری که برای یاد خدا ذکر می‌کند این است که انسان را از خطر می‌ رهاند، آیه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (این ذالنون (علیه السلام)) اگر یونس (علیه السلام) جزء مسبحین نبود، در بطن ماهی الی یوم القیامه می ‌ماند. این خطر را خدا از او دور داشت. 

چون او اهل تسبیح بود از این خطر نجات پیدا کرد، وقتی هم که خدای سبحان ذکر یونس (علیه السلام) را نقل می‌کند، می‌بیینم در حدّ یک تسبیح است، دیگر درخواستی در ذکر او نیست، عرض نکرد «خدایا مرا نجات بده!»، عرض کرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، این ذکر او را از خطر نجات داد.

هر خطر و غم و اندوهی با این ذکر برطرف می شود

﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، برای اینکه تثبیت کند این مسئله کلی است و اختصاصی به أنبیا ندارد، منتها مرحله بالایش برای أنبیا است وگرنه مراحل وسطی و نازله‌اش نصیب دیگران هم می‌شود، در ذیل آیه اصل کلی را ارائه داد و فرمود: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر انسان غمگینی به ذکر یونسی سرگرم باشد، قبل از اینکه از ما چیزی بخواهد ما غمش را برطرف می‌کنیم. آنها هم که اهل راه هستند این ذکر یونسی را مجرَّب می‌دانند، می‌گویند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّى کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ﴾ ، حالا یا 400 بار است در روز یا کمتر، بیشتر، یا در حال سجده است یا غیر سجده اگر در حال سجده باشد اثرش بیشتر است، هرچه بیشتر بهتر ولی این اصل را قرآن کریم به ما ارائه داد و فرمود: این مخصوص یونس نیست، مخصوص دریا هم نیست، مخصوص کام ماهی هم نیست، هر خطری باشد، ما او را از غم نجات می‌دهیم: ﴿وَکَذلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾ یعنی اگر مؤمنی با ذکر یونسی با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پیدا می‌کند.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 12 دی 1396  ] [ 09:08 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]

شک در رکعتهای نماز

 
 

 

 

 

حکم شک سه و چهار,شک در رکعت نماز

شک دررکعتهای نماز

 

شک دررکعتهای نماز (شکهای صحیح یعنی چاره پذیر)

تعداد شکهای صحیح
-   شک دو و سه
-   شک بین دو و چهار
-   شک بین سه و چهار
-   شک بین دو وسه و چهار
-   شک بین چهار و پنج در حالت نشسته
-  شک بین چهار و پنج در حالت ایستاده
-   شک بین پنج و شش در حالت ایستاده.

اقسام شکهای صحیح
-شکی که در هر جای نماز باشد صحیح است و آن فقط شک بین سه و چهار است.

- شکهایی که فقط در حالت نشسته و بعد از تمام شدن سجده ی دوم صحیح است؛که شامل شک بین دو وسه، شک بین دو وچهار و شک بین سه و چهار.

- شکهایی که فقط در حالت  ایستاده صحیح اند؛ که شامل شک بین سه و پنج، شک بین سه و چهار و پنج و شک بین پنج و شش میباشد.

نکاتی چند در رابطه با احکام شکهای صحیح
-  در شکهای صحیح همیشه بنا را بر طرف زیادی گذاشته می شود مگر آنکه طرف زیادی نماز را باطل کند که در آن صورت بنا را  بر طرف کمی باید گذاشت.مثلا در شک بین سه و چهار بنا را بر چهار(طرف زیادی ) می گذاریم. ولی در شک بین مثلا چهار و پنج بنا را بر(چهار) طرف کمتر باید بگذاریم زیرا اگر بنا را بر طرف بیشتر بگذاریم نماز باطل می شود. پس به طور کلی در شکهای صحیح هر جا که اگر بنا را بر بیشتر بگذا ریم نماز باطل میشود بنا را بر کمتر میگذاریم.

- پس از بنا  گذاردن  بر طرف زیادی،  اگر طرف زیاد رکعت آخر نماز باشد در همان رکعت نماز را تمام می کند.مانند شک دو و چهار و یا مانند شک سه و چهار. و اگر طرف زیادی رکعت آخر نماز نباشد باید مقدار کم را بخواند تا تکمیل شود. مانند شک دو وسه که باید یک رکعت دیگر بخواند و نماز را سلام بدهد و سپس نماز احتیاط بخواند.

-پس از بنای بر زیادی و تمام کردن نماز باید بدون انجام کاری که منافی با نماز است مقدار کمبود احتمالی نماز را بوسیله خواندن نماز احتیاط جبران کرد. مثلا در شک بین سه و چهار که بنا را بر چهار میگذارد و نماز را لام میدهد چون ممکن است که در واقع سه رکعت شده و سلام داده باشد باید یک رکعت نماز احتیاط بخواند.

- در چهار شک (شک بین سه و پنج، شک بین سه و چهار و پنج، شک بین پنج و شش و شک بین چهار و پنج در حالت ایستاده) نماز گزار وظیفه دارد که بنشیند که اگر بنشیند یک رکعت به عقب بر میگردد و تبدیل میشود به (شک بین دو و چهار، شک بین دو و سه و چهار، شک بین چهار و پنج و شک بین سه و چهار) بنا بر این حکم چهار شک در حال ایستاده مانند سه شک در حال نشسته و یک شک سه و چهار در همه حا ل است.

- در چهار شک قبل پس از نشستن و عمل نمودن به دستور شک ، بعضی از فقها فرموده اند: پس از نماز و عمل به دستور شک باید برای قیام زیادی دو سجده سهو بنماید.

حکم شکهای صحیح

حکم شک سه و چهار
در شک سه و چهار در هر کجای نماز باشد باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به جا آورد. و احتیاط مستحب آن است که هر دو را بخواند یعنی هم یک رکعت ایستاده و هم دو رکعت نشسته بخواند. و بهتر است در این صورت دو رکعت نشسته را قبل از یک رکعت ایستاده بخواند؛ ولی بعضی از فقها فرموده اند: بعد از نماز، احتیاط را بخواند.

حکم شک دو و سه
کسی که بعد از تمام شدن سجده ی دوم  شک کند دو رکعت خوانده یا سه رکعت ، باید بنا بگذارد بر اینکه سه رکعت خوانده و یک رکعت دیگر بخواند و نماز را تمام کند و بعد از نماز یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به جا آورد. و احتیاط مستحب آن است که هر دو را انجام دهد. ولی یک رکعت ایستاده را قبل از دو رکعت نشسته بخواند.و بعد هم احتیاط مستحب آن است که اصل نماز را دوباره بخواند.

نکته:
اگر کسی بعد از تمام شدن سجده دوم شک کند که  دو رکعت خوانده یا سه رکعت و در همان حال بداندکه در این نماز تشهد را  نخوانده است باید بنا را بر این بگذارد که سه رکعت خوانده است و بقیه نماز را ادامه دهد و بعد از نماز تشهد را قضا نماید.

حکم شک دو و چهار
در شک بین دو و چهار بعد از تمام شدن سجده ی دوم، نمازگزار باید بنا را بر این بگذارد که چهار رکعت خوانده و نماز را تمام کند  وبعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.

حکم شک دو وسه و چهار
در شک بین دو و سه وچهار بعد از تمام شدن سجده ی دوم یا بعد از داخل شدن در سجده ی دوم باید بنا را بر این بگذارد که چهار رکعت خوانده و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد از آن دو رکعت نماز احتیاط نشسته به جا آورد.

 حکم شک سه و پنج
در شک بین سه و پنج در حال ایستاده باید بنشیند که پس از نشستن شکش به شک دو و چهار تبدیل می شود، که باید طبق وظیفه آن شک عمل کند؛ یعنی پس از سلام نماز، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده انجام دهد و بعضی از فقها فرموده اند: بنا بر احتیاط واجب اصل نماز را نیز اعاده کند.

حکم شک سه و چهار و پنج
در شک بین سه و چهار و پنج در حالت ایستاده نماز گزار باید بنشیند که بعد از نشستن شکش به شک بین دو و سه و چهار تبدیل میشود که باید طبق وظیفه آن شک عمل کند، یعنی پس ازسلام نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و بعد دو رکعت نشسته به جا آورد؛ ولی بعضی از فقها فرموده اند: احتیاطا اصل نماز را اعاده کند.

حکم شک پنج و شش
در شک بین پنج و شش در حال ایستاده باید بنشیند که پس از نشستن شکش به شک چهار و پنج در حال  نشسته بر می گردد،که باید بعد از سلام نماز دو سجده ی سهو به جا آورد و به فتوای بعضی از فقها دو سجده سهو هم برای  قیا م بیجا انجام دهد، و بعضی از فقها فرموده اند: بنابر احتیاط اصل نماز را اعاده کند.

حکم شک چهار و پنج
در شک چهار و پنج در حال نشسته بعد از سربرداشتن از سجده ی دوم باید بنا را بر  چهار بگذارد و پس از سلام نماز، دو سجده ی سهو بنماید و نمازش صحیح است و اما در شک چهار و پنج در حال ایستاده باید بنشیند که پس از نشستن شکش به شک سه و چهار بر می گردد، یعنی باید یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته به جا آورد و به فتوای بعضی از فقها بنابراحتیاط واجب اصل نماز را نیز اعاده کند.


ادامه مطلب


[ یک شنبه 3 دی 1396  ] [ 10:08 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]

روایت نماز ابوبکر به جای پیامبر (ص) و راویان آن

 

 

 

بررسی حدیث نماز ابوبکر به جای پیامبر (ص) (1)

روایت نماز ابوبکر به جای پیامبر (ص) و راویان آن
 

 

 
نویسنده: آیت الله سیّد علی حسینی میلانی





 
 بررسی حدیث نماز ابوبکر به جای پیامبر (ص)(1)

پیش گفتار

محدّثان اهل تسنّن روایتی را بدین مضمون نقل کرده اند:
آن گاه که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در بستر بیماری افتاد -که به سبب همان بیماری وفات یافت-به ابوبکر دستور داد که به عنوان امام جماعت برای مسلمانان نماز بخواند. و شخص آن حضرت نیز به مسجد رفت و با مردم پشت سر ابوبکر نماز خواند... .
این روایت را محدّثان اهل تسنن با متون گوناگونی نقل کرده اند. نوشتاری که پیش رو دارید تحقیق و پژوهشی پیرامون این روایت است. در این راستا این روایت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است؛
چرا که به دلایلی شایسته ی بحث و تحقیق است:
1.وابسته به احوالات و سیره ی مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است؛
2.قائلین به خلافت ابوبکر پس از پیامبر، به این روایت تمسّک می جویند؛
3.در احکام شرعی و مسائل اعتقادی از آن بهره می گیرند؛
و مواردی دیگر از این قبیل:
ما در این پژوهش، روایت را از مهم ترین جوانب آن مورد تحقیق و بررسی قرار داده و مطالبی که درباره ی آن گفته شده بررسی کردیم و در این راستا و در پرتو نورانی این پژوهش، به واقعیّت حال و حقیقت کلام رسیدیم.
اکنون این پژوهش نو و ابتکاری را که پیش تر مورد بررسی و نقد قرار نگرفته است، به پژوهشگران و اندیشمندان تقدیم می نماییم. امید آن که با دیده ی انصاف و به دور از هر گونه تعصّب و بی راهه رفتن به آن بنگرند. و ما توفیقی إلّا بالله.

بخش یکم

 

راویان خبر و روایات آنان

 

اتفاق نظر محدّثان

روایتی که نقل شد، همه ی محدّثان بر آن اتّفاق نظر دارند. هیچ کتاب صحیح، مسند و معجمی نیست که آن را نقل نکرده باشد. ما پیش از آن که به نقد و بررسی آن بپردازیم، ناگزیریم آن را از منابع نقل شده بیان کنیم؛ ولی در این موضوع فقط به آن چه صاحبان صحاح ستّه و احمد بن حنبل در المسند نقل کرده اند اکتفا می کنیم؛ زیرا که آن چه در این کتاب ها آمده، از نظر متن کامل تر و از نظر سند قوی تر است. بنا بر این هرگاه موقعیّت این روایت در صحاح ستّه و المسند مشخّص شود، جایگاه آن در دیگر کتاب ها نیز مشخّص خواهد شد و نیازی به طولانی کردن سخن نخواهد بود.

به روایت مالک

این قضیّه در کتاب الموطّأ این گونه آمده است:
مالک، از هِشام بن عُروَه نقل می کند که عروه گوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حال بیماری از منزل خارج و وارد مسجد شد. دید ابوبکر ایستاده و مردم به او اقتدا کرده اند. وقتی ابوبکر متوجّه شد عقب رفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که همان جا بمان؛ سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله کنار ابوبکر نشست. ابوبکر نمازش را با اقتدا به پیامبر خواند، در حالی که مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند.(1)

به روایت بخاری

بخاری این قضیّه را در موارد بسیاری از صحیح خود نقل کرده است. وی در صحیح خود در کتاب نماز جماعت می نویسد:
1.عمر بن حفص بن غیاث، از پدرش، از اعمش، از ابراهیم نقل می کند که اسود گوید: روزی نزد عایشه بودیم و در مورد اهمیّت نماز و بزرگداشت آن گفت و گو می کردیم.
عایشه گفت: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بیمار شد. -همان بیماری که منجر به وفات آن حضرت شد- وقت نماز فرا رسید و اذان گفته شد. فرمود: به ابوبکر بگویید نماز جماعت را برای مردم به پا دارد.
عرض شد: ابوبکر پیرمردی دل نازک است؛ وقتی در جایگاه شما بایستد نمی تواند پیش نماز شود.
پیامبر تکرار کرد و آن ها دوباره همان مطلب را تکرار کردند. آن حضرت برای بار سوم تکرار کرد و فرمود:
إنّکنّ صواحب یوسف! مروا أبابکر فلیصلّ بالناس.
شما همچون زنان مصر در عصر یوسف ‍[دنبال خواسته های خودتان] هستید! به ابوبکر بگویید پیش نماز شود.
پس ابوبکر خارج شد و نماز خواند. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله در خود احساس سبکی و آرامش کرد و در حالی که در حال خمیده به دو نفر تکیه کرده بود، از منزل خارج شد. گویی می دیدم که از درد، پاهایش بر زمین کشیده می شد. [پس از رسیدن آن حضرت به مسجد] ابوبکر خواست که عقب بایستد، پیامبر به او اشاره کرد که همان جا بایست.
سپس حضرت را آوردند تا در کنار ابوبکر نشست.
به اعمش گفته شد: آیا پیامبر صلی الله علیه و آله نماز می خواند و ابوبکر به او اقتدا کرده بود و مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند؟
اعمش با سرش پاسخ داد: آری.
ابو داوود طیالسی بخشی از این روایت را از شعبه، از اعمش نقل کرده است. ابومعاویه می افزاید: پیامبر صلی الله علیه و آله سمت چپ ابوبکر نشست و ابوبکر ایستاده نماز می خواند.(2)
2.بخاری در همان کتاب و در بخشی دیگر، این گونه نقل می کند:
یحیی بن سلیمان، از ابن وهب، از یونس، از ابن شهاب، از حمزة بن عبدالله و وی از پدرش نقل می کند که گوید:
هنگامی که درد رسول خدا صلی الله علیه و آله شدّت یافت، درباره ی نماز با ایشان گفت و گو شد. فرمود: به ابوبکر بگویید برای مردم نماز بخواند.
عایشه گفت: ابوبکر مردی دل نازک است. هرگاه مشغول قرائت شود، گریه بر او غلبه می کند.
پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود: به او بگویید نماز بخواند.
عایشه دوباره همان پاسخ را تکرار کرد.
پیامبر فرمود: به او بگویید نماز بخواند؛ همانا شما همچون زنان مصر در زمان یوسف [به دنبال خواسته های خودتان] هستید.(3)
3.بخاری سومین روایت را این گونه نقل می کند:
زکریّابن یحیی، از ابن نُمیر، از هِشام بن عُروَه، از پدرش نقل می کند که گوید: عایشه به ما گفت: رسول خدا صلی الله علیه و اله در دوران بیماریش دستور داد که ابوبکر برای مردم نماز بخواند و او نیز برای مردم نماز می خواند.
عروه گوید: در این حال رسول خدا صلی الله علیه و آله در خود احساس سبکی و آرامش کرد و از خانه خارج شد، در حالی که مردم به ابوبکر اقتدا کرده بودند. وقتی ابوبکر پیامبر را دید، عقب رفت. پیامبر صلی الله علیه و آله به او اشاره کرد که همان جا بایست.
سپس رسول خدا صلی الله علیه و اله به موازات ابوبکر و در کنار او نشست. ابوبکر نمازش را با اقتدا به پیامبر صلی الله علیه و آله خواند و مردم نیز به ابوبکر اقتدا کردند.
4.بخاری در بخشی دیگر، روایت را این گونه نقل می کند:
اسحاق بن نصر، از حسین، از زائده، از عبدالملک بن عمیر، از ابوبرده، نقل می کند که ابوموسی گوید:
پیامبر صلی الله علیه و آله بیمار شد. بیماری آن حضرت شدّت یافت؛ از این رو فرمود: به ابوبکر بگویید برای مردم نماز بخواند.
عایشه گفت: ابوبکر مردی دل نازک است؛ وقتی در جایگاه شما بایستد، نمی تواند برای مردم نماز بخواند.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به ابوبکر بگویید برای مردم نماز بخواند.
عایشه دوباره همان پاسخ را تکرار کرد.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به ابوبکر بگو برای مردم نماز بخواند. چرا که شما همچون زنان مصر در زمان یوسف هستید.

ادامه مطلب


[ یک شنبه 26 آذر 1396  ] [ 09:51 ب.ظ ] [ وحید مرادی ]